سيد محمد باقر برقعى

2243

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

ارمغان گل ارديبهشت آمد ، با كاروان گل * آورد سوى ما ز بهشت ارمغان گل همچون ستاره لاله دميد از بر زمين * روى زمين شده‌ست مگر آسمان گل از سبزه دشت گشت چو زنگارگون سپهر * وان شنبليد زرد بر آن كهكشان گل هر بامداد روى افق لاله‌گون شود * از تاب سرخ‌گونهء چون پرنيان گل پروانهء سپيد به دو بال سيمگون * همچون فرشته باد زند بر رخان گل ذوق شراب و لطف نسيم و هواى دوست * افزون شود چو باز بيايد زمان گل هر روز بامداد به ديدار باغ شو * تا شادمان شوى ز رخ شادمان گل آن نوگل شكفته نگر در ميان باغ * وان چتر نارون كه بود سايبان گل آن كودكان نگر چو گروهى فرشتگان * بازيكنان به شادى هريك بسان گل دندان هريكى به شكرخند از دو لب * تابان چو لالهء سحرى در دهان گل ديروز شادمانه سوى بوستان شدم * تا ساعتى بسربرم اندر ميان گل تا چهرهء گشاده بياورد سوى من * زان بادهء نهفته به خم باغبان گل گفتا به يار دوست يكى جام نوش كن * زين سالخورده باده به روى جوان گل نزديك گل بماندم با باده شادمان * گل ميزبان من شد و من ميهمان گل صد داستان شنوده‌ام از گل ولى نگفت * شيرين‌تر از هزار يكى داستان گل بر سرو بن هزار همىخواند اين سرود * با نغمه‌اى كه بود مگر از زبان گل صلح و نشاط در دل ابناى روزگار * اين است آرزوى من و آرمان گل گر از ستيزه روى بگرداند آدمى * روى زمين شود به خوشى بوستان گل آورد هديه‌اى ز سوى بوستان « صبا » * اين داستان گل را زى دوستان گل باشد كه اين چكامه پسند اوفتد به لطف * در پيش طبع « فرّخ » « 1 » و در آستان گل

--> ( 1 ) - اشاره به محمود فرّخ خراسانى است .